به دست آوردن پول و موفقیت در زندگی فردی

مطالب مرتبط

داستان آموزنده درمورد خدا

آخرین جستجوها

سخنی زیبا در مورد موفقیت کاری

برای موفقیت نیازی نیست باشید!کافی است رااستخدام کنید...و به او پول خوبی دهید!

نمایش ادامه مطلب


داستانی درمورد جهل و آگاهی انسان ها

بچه ای نزد استاد معرفت رفت و گفت: "مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید." استاد سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود. استاد به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چن

نمایش ادامه مطلب


داستان آموزنده درمورد مهندس و کارگر

روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم می خواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند.خیلی او را صدا می زند اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود!به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می اندازدتا بلکه کارگر بالا را نگاه کند!کارگر ۱۰دلار را برمیدارد و توی جیبش می گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می شود!بار دوم مهندس ۵۰دلار می فرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش می گذارد!!بار سوم مهندس سنگ کوچکی را می اندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد می کند. داستان آموزنده درمورد خدا

نمایش ادامه مطلب


داستان جالب لاشه سگ در چاه

در زمان های دور، روستایی بود که فقط یک چاه آب آشامیدنی داشت. یک روز سگی به داخل چاه افتاد و مرد. آب چاه دیگر غیر قابل استفاده بود. روستاییان نگران شدند و پیش مرد خردمندی رفتند تا چاره کار را به آنان بگوید. مرد خردمند به آنان گفت که صد سطل از چاه آب بردارند و دور بریزند تا آب تمیز جای آن را بگیرد. روستاییان صد سطل آب برداشتند اما فرقی نکرد و آب کثیف و بدبو بود. دوباره پیش خردمند رفتند. او پیشنهاد کرد که صد سطل دیگر هم آب بردارند. روستاییان این کار را انجام دادند اما باز هم آب کثیف بود. روستاییان

نمایش ادامه مطلب


داستان غول خودخواه اثر اسکار وایلد

باغی بود سبز و شاداب و پرمیوه که کودکان وقتی عصرها از مدرسه باز می گشتند گردشی در آن می کردند و روح های پاکشان به وجود این باغ شاد و خرم بود. روزی صاحب باغ که غول خودخواهی بود از سفر باز آمد و بچه ها را در آن باغ دیدو با تندی و خشونت همه را بیرون کرد، در باغ را بست و تابلویی نصب کرد که "متجاوزان به حریم باغ تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت." کودکان محروم شدند و غصه خوردند و آنگاه زمستان شد اما دنبال آن دیگر بهار در باغ نیامد، گلی نشکفت، شکوفه ای ندمید، همه چیز سرد و خشک ماند و سالها بدین منوال

نمایش ادامه مطلب


بعد از نماز ملا در بلند گو گفت

بعد از نماز ملا در بلندگو گفت : ميخواهم كسى را به شما معرفى كنم كه قبلا دزد بوده، مشروب و مواد مخدرمصرف ميكرده و هر كثافتكارى ميكرده ولى اكنون خدا او را هدايت كرده و همه چيز را كنار گذاشته است.بعد گفت: بيا احمد جان بلندگو را بگير و خودت تعريف كن كه چطور توبه كردى! احمد آمد و گفت: من يک عمر دزدى ميكردم،معصيت ميكردم خدا آبرويم را نبرد !!اما از وقتى كه توبه كردم اين ملا برای من آبرو نگذاشته است ! من اگر کافر و بی دین و خرابم به توچه ؟

نمایش ادامه مطلب


تقدیم به خانمها

خدا گفت: زمین سرد استچه کسی میتواند زمین را گرم کند؟زن گفت: من میتوانم، خدا شعله به او دادزن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفتخداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شدخدا گفت: زن شعله را خرج کنزن عاشق شد، زن مادر شد، زن مهر شد، زن ماه شد....در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کردخدا گفت: اگر زن نبود زمین من همیشه سرد بود...

نمایش ادامه مطلب


سخن زیبای دکتر هلاکویی در مورد زندگی ونعمت هایی که خداوند به ماداده است

عزیزم: از " ترین" پرهیز کن، چرا که خوشبختی جایی هست که خودت را با کسی مقایسه نکنی.حتی نخواه خوشبخت ترین باشی .بخواه که خوشبخت باشی و برای این خواستت تلاش کن، همین...! یادمان هست که از وقتی به دنبال پسوند "ترین" رفتیم، خوشبختی از ما گریخت. از 19/75 لذت نبردیم چون یکی 20 شده بود. از رانندگی با پراید و ... لذت نبردیم چون ماشین های مدل بالاتری در خیابان ، در حال خود نمایی بود. از بودن کنار عشقمان لذت نبردیم چون مدرک تحصیلی و پول توی جیب او ، کمتر از بسیاری دیگر بود.همچنین ، از خانه مان ، از شغلمان ،

نمایش ادامه مطلب


اگر در روابط زیر افراد نتوانند روی همدیگر حساب باز کنند،بی شک کارهای دنیا به خوبی پیش نمی رود

*والد/فرزند *دانش آموز/معلم *استخدام کننده/مستخدم *شوهر/همسر *خریدار/فروشنده *دوست/دوست بی اعتمادی می تواند موجب رفتارهای غیر عاقلانه ای شود.قوی ترین روابط ما با چیزی نامریی که تعهد نامیده می شود به هم پیوند خورده اند.امروزه عهد و پیمان ها به راحتی شکسته می شوند.همه ی روابط بدون تعهد ناخوشایند هستند.فقدان تعهد روابط راسست می کند و باعث ناامنی می شود و هیچ کس نمی تواند روی دیگری حساب کند. تعهد بر عوامل زیر دلالت دارد: 1-قابل اعتماد بودن 2-اعتبار 3-قابل پیش بینی بودن 4-ثبات 5-علاقه مند بودن 6-همدل

نمایش ادامه مطلب