برخی از وجوه مشترک رهبران محبوب وماندگار در تاریخ

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    تبلیغات


    فروش ویژه مانتو فلورا

    مانتو فلورا، طراحی جدید و مد روز. حس نرمی و  راحتی به سبب استفاده از پارچه کتان درجه یک. طرح پارچه گل درشت فوق العاده خاص و یونیک. انتخابی مناسب و زیبا برای فصل ...
    مانتو فلورا دوخته شده از بهترین پارچه کتان است که مناسب ترین پوشش فصل می باشد. در طراحی این مانتو از گل های زیبایی مطابق با هارمونی فصل استفاده شده که استایلی یونیک و حس خاصی از متفاوت بودن را برای شما به ارمغان می آورد. این مانتو دارای دکمه مخفی (قزن) است که زیبایی فوق العاده ای به آن بخشیده است.
    مانتو فلورا در سایز بندی 38، 40، 42 و 44 عرضه شده است که شما هنگام سفارش می توانید سایز مورد نظر را انتخاب کنید.

    روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

    قیمت: 59000 تومان

    فروش ویژه کفش دخترانه Nike مدل Free

    کفش دخترانه Nike مدل Free. فوق العاده شیک و با کیفیت. امکان استفاده در باشگاه و فضای باز. دارای کفی شیار دار.
    کفش مخصوص دویدن زنانه‌ی نایک مدل Free یک کفش باکیفیت است که برای انجام انواع تمرین‌های ورزشی طراحی و تولید شده است. این کفش، حائز ویژگی‌هایی است که به بازدهی بیشتر شما حین فعالیت‌های ورزشی می‌انجامد. جنس کفی کفش از لاستیک نرم بوده و هنگام قدم برداشتن، حس بهتری را به شما القا خواهد کرد. از ویژگی‌های مهم به‌کاررفته در این محصول که آن را نسبت به محصولات هم‌رده‌اش متفاوت می‌کند، استفاده از زیره‌ی مخصوص برای کاهش فشارهای وارده از سطح زمین است.
    این کفش در 3 رنگ سبز، صورتی و مشکی و سایز بندی 37 - 38 - 39 و 40 عرضه شده است. هنگام ثبت سفارش می توانید رنگ و سایز مورد نظر را انتخاب کنید.

    روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

    قیمت: 45000 تومان

    8 دستورالعمل روزانه موفقیت از 8 مدیرعامل موفق

    8 دستورالعمل روزانه موفقیت از 8 مدیرعامل موفق

    چه خانه‌داری را انتخاب کرده باشید و چه کارآفرینی آرزومند و یا مدیرعامل یکی از 500 شرکت برتر فهرست فورچون باشید؛ شکی نیست که موفقیت شما ریشه در ایجاد و حفظ عادتها و رفتارهای روزمره‌ی سازنده دارد. مساله اینجاست که بیشتر مردم نمیدانند کدام عادات سازنده هستند. و اگر عده‌ای هم این را بدانند، باز بیشتر این تعداد قلیل هم از انضباط و انسجام فکری کافی جهت حفظ این عادات بهره‌مند نیستند.


    هرچند هیچ دو نفری رفتارهای مشابه ندارند و همه دارای شرایط یکسان نیستند و به همین دلیل نمیتوان نسخه‌ای واحد برای موفقیت همه صادر کرد، اما الگوبرداری آگاهانه از رفتارها و عادتهای سازنده انسانهای موفق میتواند سودمند باشد. پس اگر به دنبال ارتقا توانایی های خودتان هستید، تلاش کنید این راهکارها را در زندگی روزانه‌تان محقق کنید و فایده و مطلوبیت آنها را در کار و زندگی شخصی تان ببینید. در ادامه همراه ما شوید تا نسخه موفقیت هشت مدیرعامل برتر را مرور کنیم:

    1. جک دورسی؛ مدیرعامل توییتر و
    اسکوئیر: کار هوشمندانه؛ فراغت
    بهره‌ور

    جک دورسی زاده نوامبر سال ۱۹۷۶ طراح نرم‌افزار آمریکایی، بنیانگذار و مدیر عامل توییتر و همچنین اسکویر "شرکت پرداخت همراه"، به عنوان یک نوآور برجسته شناخته شده‌است. در سال 2008، دورسی از سوی مجله بررسی تکنولوژی MIT به عنوان یکی از 35 مبتکر برتر جهان با سن زیر 35 سال معرفی شد. مجله وال استریت ژورنال نیز در سال 2012 «جایزه مبتکر سال» برای تکنولوژی را به او داد.

    شبکه اجتماعی توییتر در مارچ 2006 به وسیله جک دورسی، اوان ویلیامز، بیز استون و نوح گلس تأسیس شد. در آغاز، دورسی عنوان مدیرعامل این شرکت را در اختیار داشت ولی ظاهراً به علت ترک زودهنگام محل کار به منظور پرداختن به سایر فعالیت‌ها مثل یوگا و طراحی مُد سِمَت خود را از دست داد. در سال 2015 وی مجدداً به عنوان مدیرعامل توییتر معرفی شد. اولین توییت روی وب‌سایت توییتر برای دورسی است. در آن زمان توییتر twttr نام داشت. دورسی هم نوشته است: “مشغول راه انداختن twttrام هستم.” دورسی در میان مدیران عامل برتر جهان عادتهای منحصر بفردی دارد. او به خوبی میداند که چطور میتوان هم در زندگی شخصی و هم در کار و کسب خوش درخشید.
    او برای هر روز خود یک موضوع قرار داده است. هفته دورسی به این شکل است (فراموش نکنیم در کشورهای غربی روز یکشنبه تعطیل است):

    • دوشنبه – مدیریت و اداره شرکت
    • سه‌شنبه – محصول
    • چهارشنبه- بازاریابی و ارتباطات/ توسعه بازار
    • پنج‌شنبه – توسعه‌دهندگان و شراکتها
    • جمعه – فرهنگ سازمانی و استخدام
    • شنبه – فراغت بهره‌ور
    • یکشنبه – تفکر و تدبیر

    2. مایکل براش، مدیرعاملویلو: بازار را 

    رصد کنید.

    مایکل براش مدیرعامل پلتفرم اجتماعی ویلو می‌گوید، "من روزانه یک تا دو ساعت را صرف رصد بازار و مرور اخبار مرتبط با فناوری در منابعی مثل توییتر می‌کنم" این گفته براش اهمیت هوشمندی بازار را گوشزد می‌کند. در واقع همانطور که من پرویز درگی گفته‌ام؛ وظیفه رصدگری بازار مثل دیده بان های ارتشی است که باید بر اساس طبقه بندی مناطق؛ بازار، مشتریان، و رقبا را رصد و تغییر و تحولات را بررسی و گزارش کنیم.


    البته براش در این عادت منحصربفرد نیست و این رفتار در بسیاری دیگر از مدیران موفق دیگر نیز دیده می‌شود. اگر چشم‌ها و گوشهای خود را بروی روندهای جدید و جریانهای جاری صنعت ببندیم، قدرت نوآوری و آفرینش خود را از دست خواهیم داد.

    3. زک سوپالا، مدیرعامل پارتیکل: تنها
    چیز ثابت در دنیای فانی تغییر است.

    زک سوپالا در دانشگاه کامپيوتر میخواند٬ اما به علم طراحی علاقمند شد و و به همین دلیل مدیریت و طراحی خواند. در دوران تحصيل با دوره‌های کارآفرینی آشنا شد و تصميم گرفت کار و کسبی برای خودش راه‌اندازی کند؛ اما قبل از اقدام به انجام هر کاری به عنوان یک کارآموز در چند شرکت دانش‌بنيان مشغول به کار شد و توانست تجربه با ارزشی کسب کند و شبکه خوبی از دوستان متخصص و مفيد در اطراف خود گرد آورد.


    به نظر زک سوپالا که یکی از نوآورترین مدیران عامل حال حاضر جهان است؛ کلید موفقیت در ایجاد تحول در عادتهای روزانه نهفته است. به بیان دیگر اگر عادتهای مشابهی را به مدت 25 سال حفظ کنید، نمیتوانید انتظار تغییر در زندگی خود داشته باشید. میتوانید روی اصول خود پایبند باشید، اما این به معنای آن نیست که از تطبیق با شرایط روز چشم‌پوشی کنید.
    بقول خودش: «من همیشه چیزهای جدید را امتحان میکنم و شکل کار کردنم را تغییر می‌دهم».

    4. برت یورمارک، مدیرعامل بروکلین نتز:
    خداحافظ رخت‌خواب

    برت یورمارک شاید یکی از سحرخیزترین مدیران عامل جهان باشد. جوان ترین مدیر عامل لیگ بسکتبال NBA ساعت ۳:۳۰ از خواب بلند می شود و ساعت ۴:۳۰ به محل کارش می رود. در آنجا ورزش می کند و ایمیل هایی سرشار از انگیزه به اعضای تیمش می فرستد. اگر نمی توانید تصور کنید که بیدار شدنکنید.


    این ساعت از صبح چگونه است، یک فرصت بزرگ را برای افزایش بهره وری روزانه از دست خواهید داد. پس زود از بستر جدا شوید و کار روزانه تان را شروع کنید. زمان بیشتر،کار شما برای پیوستن به جمع مدیرعاملان موفق هموار می‌کند.

    5. مارک کوبان، مدیرعامل و کارآفرین
    سریالی: جلسات بی‌فایده ممنوع

    در سن 12 سالگی کودکی دست و پا چلفتی به نام مارک با یک عینک ته‌استکانی در محله‌های اطراف کیسه زباله می‌فروخت و اندک درآمد خود را صرف هزینه‌های ضروری کودکانه‌اش می‌کرد. در همان روزها بود که اصول اولیه تجارت را به خوبی آموخت. مارک کوبان که امروز در فهرست ویکی پدیا با عناوین تاجر، سرمایه گذار، تهیه کننده ی فیلم، نویسنده، شخصیت تلویزیونی و خیر از او یاد شده است، اولین شرکت خود را در سن 25 سالگی تأسیس کرد و در حال حاضر ثروتی حدود 3 میلیارد دلار دارد.

    مارک کوبان یکی از مدافعان سرسخت لغو برگزاری جلسات بی‌فایده است. از نظر او جلسات یکی از قاتلان زمان هستند. جلسات زمان و توان نیروی انسانی را اتلاف می کنند چنان که بعضی از مدیرعاملها آن را به کلی غیر ضروری می دانند، مگر آنکه به معامله‌ای ختم شوند. مارک کوبان در این خصوص می‌گوید: «جلسات اتلاف وقت هستند مگر زمانی که جوش خوردن یک معامله در میان باشد. روشهای بسیاری برای برقراری ارتباط همزمان یا غیر همزمان وجود دارد که می تواند از برگزاری جلسات غیر ضروری جلوگیری کند»

    6. اوان ویلیامز، مدیرعامل پیشین
    توییتر: زندگی با آدرنالین را تجربه
    کنید.

    اوان ویلیامز یکی از غول های کارآفرینی و موسس دو وبسایت از ده وبسایت برتر دنیای اینترنت یعنی بلاگر و توییتر است. او بیش از هر کسی بر ضرورت فاصله گرفتن از میزکار و بلندشدن از روی صندلی تاکید دارد. بقول ویلیامز، وقتی نمی خوابید، تغذیه خوبی ندارید، ورزش یا تمرین نمی کنید و زندگی بدون آدرنالین را برای مدت زیادی تجربه می کنید، اینگونه عملکرد شما مختل می شود. در نتیجه تصمیمات شما هم مختل می شوند. و در نهایت حتی شرکت شما هم مختل می شود.


    7. تونی شوارتز، مدیرعامل انرجی پراجکت: مراقبه

    مشکل دنیای پرهیاهوی امروز، دشواری تمرکز است. در این دنیا همه چیز با سرعت برق و باد در حال حرکت است و انسان براحتی میتواند در انبوه همهمه‌ها غرق شود. راهکار شوارتز برای مقابله با این شرایط، مراقبه و مدیتیشن ذهنی است. مراقبه راهکار بسیار رایجی برای خالی کردن ذهن و تمرکز کردن است. در مجموع مراقبه موجب بهره وری و خلاقیت بیشتر می‌شود. در واقع انسان ها هرچند ظاهری عقلایی دارند اما در باطن به مراتب احساساتی تر از آن چیزی هستند که نشان می دهند. در این بین احساسات منفی به شدت باعث افت عملکرد افراد می شود، جالب آنکه تحقیقات روانشناسان نشان میدهد ذهن انسان به طور خودکار تمایل بیشتر به امور منفی نشان می دهد و اگر شما ذهن را به حال خود رها کنید، بیشتر به اندیشیدن در مورد جنبه منفی مسایل می پردازد به همین خاطر برای جبران این انحراف ذهنی ناخودآگاه، باید تلاش کنید که به جنبه مثبت امور بیاندیشید و دقایقی از روز را صرف مراقبه و آموختن متدهای NA کنید.

    8. گری میلفسکی، مدیرعامل اسنوپ‌وال:
    خدایا شکر

    میلفسکی توصیه میکند که روز خود را با نگرش مثبت و شکرگزاری به دلیل وجود موهبتها و نعمات زندگی اغاز کنیم. نگرش ترکیبی از باورها و هیجان هایی است که شخص را پیشاپیش آماده میکند تا به دیگران ، اشیا و گروه های مختلف به شیوه ی مثبت یا منفی نگاه کند . نگرشها در زمینه سازی و شکل دهی به رفتارها، ایجاد انگیزش ها، ارضای نیازها و جهت دهی به گرایش ها تاثیری جدی دارند.
    البته بقول آنتونی رابینز؛ اگر داشتن فکر و اندیشه مثبت به تنهایی کارساز بود، باید همه در کودکی اسب های کوچک داشته و اکنون نیز زندگی رویایی داشته باشیم؛ در واقع هر موفقیت بزرگ با عمل به دست می آید. گری میلیفسکی نیز تاکید میکند که هیچ چیز آسان بدست نمی‌آید و نیازمند سخت‌کوشی و پرداخت هزینه‌های آن است. پس نگرش مثبت میتواند شروع قدم نهادن در مسیر درست باشد.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool

     


    • تاریخ ارسال : 15 / 3 / 1396 ساعت: 4:5 بعد از ظهر
    • نویسنده : hw

    می پسندم نمی پسندم
    نظرات()
    برچسب ها : 8 دستورالعمل روزانه موفقیت از 8 مدیرعامل موفق,مدیر عامل موفق,موفقیت مدیر عامل,کارآفرینی,مدیر عامل,موفقیت,موفقیت,چه کار کنیم مدیرموفقی باشیم,مدیرعامل های موفق چگونه فکر می کنند,,

    برخی از وجوه مشترک رهبران محبوب وماندگار در تاریخ

    برخی از وجوه مشترک رهبران محبوب وماندگار در تاریخ:

    1- صلاحیت علمی و تخصصی در حوزه کاری خویش و داشتن دانش کافی برای درک مشکلات جامعه در سطوح مختلف آن

    2- داشتن چشم انداز و افق های روشن

    3- بلندپروازی و راضی نبودن به آنچه که موجود است. دائما در صدد تغییر دادن و تغییر یافتن از کهنه به نو هستند.

    4- امیدواری و داشتن روحیه سرشار از باور به پیروزی بر مشکلات و موانع

    5- نگاه مثبت به انسان های دیگر و از این منظر دوست داشتن انسان ها

    6- اعتماد سازی از طریق حفظ حرمت دیگران

    7- عزت نفس و نجابت و احترام گذاشتن به حریم دیگران

    8- پشتکار و شکیبائی در سختی ها

    9- فروتنی و فداکاری.

    10- در هر موردی یک قدم جلوتر از دیگران هستند. شاید این مهمترین ویژگی آنهاست.

    11- صداقت و امانت داری در تعامل با دیگران.

    12- از فریب کاری و تحمیق دیگران دوری می جویند و به شدت شفاف هستند.

    13- انعطاف و نرمش در برخورد با مخالفان و رقیبان

    14- دل رحمی و مهربانی

    15- نوآوری و هوشیاری

    16- توان متحد و همسو کردن سازمان یا جمعیت تحت رهبری خود

    17- انتقاد پذیری، مسئولیت پذیری و پاسخگو بودن. بیش از هر کس دیگری مسئولیت می پذیرند و بار پیامد تصمیم ها را بر دوش می کشند.

    18- تصمیمات را با دیگران تقسیم می کنند

    19- آنچه را برا ی خود مفید می دانند به دیگران هم روا می دارند.

    20- خود را با قانون تطبیق داده و از روح حاکم بر جامعه پیروی می کنند

    21- حرف و عمل آنها تا حدود زیادی با هم مطابقت دارد و خود الگوی خوبی از ایده ال هائی هستند که به دیگران معرفی می کنند.

    22- سخت گیر و بی رحم نیستند و به افرادی که اشتباه کرده اند شانس دیگری برای جبران می دهند

    23- از پرنسیب های اخلاقی و اصول مهم زندگی پیروی می کنند

    24- شنونده های خوبی هستند و پذیرای پیشنهاد و همفکری هستند. فکر نمی کنند که تمام حقیقت یکجا در جیب آنهاست.

    25- رابطه نزدیک با مردم دارند و برای خود حق ویژه قائل نمی شوند.

    26- در صدد هستند از تفرقه و تشتت و جبهه بندی پرهیز کرده و در جمعیت تحت رهبری خود سازگاری ایجاد کنند.

    27- استراتژی روشن دارند و خیلی کم بحران آفرین هستند. اما هرگاه بحرانی هم بروز کند برای برون رفت از آن چشم انداز و برنامه راهبردی روشن دارند.

    28- امکان رشد و بالندگی دیگران را فراهم می سازند و در این رابطه هیچ مانعی نمی تراشند.

    29- مترقی و هم فاز با تحولات زمان خویش هستند

    30- گذشته گرا نیستند و همیشه به فردا های بهتری باور دارند

    31- به شدت واقعگرا، خردورز و کاربردی هستند و از خیال پردازی ها بی حد و مرز دوری می جویند

    32- خود نمونه موفقی از آنچه هستند که به دیگران توصیه می کنند. بین حرف و عمل آنها وحدت وجود دارد. خود پیش از همه به استقبال خطرها می روند.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool

     


    یک کارآفرین چگونه با قطعات لگو یک کسب و کار میلیاردی راه انداخت؟

    یک کارآفرین چگونه با قطعات لگو یک کسب و کار میلیاردی راه انداخت؟

    یک کارآفرین چگونه با قطعات لگو یک کسب و کار میلیاردی راه انداخت؟

    شاید شما هم مثل من فکر می‌کنید ایده‌ کسب و کارهای موفق باید واقعا منحصر به فرد و خاص باشد، و منتظر باشید که آسمان دهان باز کند و یک ایده که کسی تا الان به چشم ندیده برای شما پایین بیاید. اما به قول معروف ایده‌های ناب و حتی خیلی خیلی خاص نه شاخ دارند و نه دم. کافیست به دور و ور خود یک نگاه بیاندازید، و شاید بهتر، به درون خودتان. ایده‌های خاص همیشه ساده هستند.

    چه کسی فکر می‌کند شاید اجاره اسباب بازی هم ایجاد درآمد کند؟ پس بهتر است که داستان رانن لچمن را با هم مرور کنیم.

    رانن لچمن (Ranan Lachman) خلبان سابق هواپیماهای جنگی که از دانشگاه Duke مدرک MBA خود را دریافت کرده است می‌گوید که آرزویش کار کردن در یک اسباب بازی فروشی بوده و اکنون آرزویش برآورده شده است.

    لچمن می گوید ایده کسب و کار میلیون دلاری او در یکی از لحظاتی که شما بعنوان یک پدر یا مادر متوجه می‌شوید درحال انجام کار اشتباهی هستید به ذهنش رسیده و آنهم صرف بیش از 5000 دلار در سال برای اسباب بازی‌های شرکت لگو است.

    توضیح: لگو یکی از بزرگترین شرکت‌های تولید اسباب بازی در دنیاست. محصول مشهور این کمپانی آجرهای پلاستیکی خانه سازی است که یکی از شناخته شده ترین اسباب بازی‌های دنیاست. امروزه مجموعه‌های لگو شامل مجسمه های کوچک، ماشین ها و سازه‌های مختلف می شود.

    لچمن متوجه شد که اجاره کردن مجموعه‌های لگو و بازگرداندن آنها وقتی پسرش از آنها خسته می‌شود بسیار مقرون به صرفه‌تر از خرید آن می‌باشد. خوب، همچین سرویسی وجود نداشت، پس او آن را ایجاد کرد.

    داستان موفقیت لچمن این مساله که کارآفرین ها همیشه باید خود راه انداز باشند و کسب و کارشان را با سرمایه کوچک راه اندازی و سریع رشد کنند را تایید می کند.


    لچمن هم در اندازه کوچکی شروع به کار کرد و کسب و کار خود را Pley نامید. او پس اندازش را صرف راه اندازی یک وبسایت تجارت الکترونیکی و خرید صدها مجموعه بازی جدید کرد. او از گاراژ خانگی‌اش شروع به ارسال بازی‌ها به متقاضیان کرد. اما چیزی که او نتفلیکس برای لگو می‌نامد رشد ماهیانه 50 درصدی داشت. امروز، انبار اسباب‌بازی‌های Pley در سانخوزه، کالیفرنیا در همسایگی نتفلیکس واقعی قرار دارد.

    مدل کسب و کار لچمن خیلی شبیه نتفلیکس است، به همین دلیل او مدیر ارشد عملیاتی سابق نتفلیکس را به هیئت مدیره اضافه کرد و چندین کارمند نتفلیکس را نیز برای کمک به ایجاد زیرساخت فناوری لازم جذب کرد.

    لچمن می‌گوید کاربران با ورود به وب‌سایت ما می‌توانند اسباب بازی‌ها را از کاتالوگ انتخاب کنند و تعداد نامحدودی اسباب‌بازی به لیست انتخابی خود اضافه کنند. اولین مورد انتخابی در لیست آنها به محض بازگشت به انبار برایشان ارسال شده و کاربران می‌توانند تا هر زمانی که می‌خواهند آن را نزد خود نگه دارند. وقتی که از آن اسباب بازی خسته شدند، آن را بازگردانده و اسباب بازی انتخابی بعدی در لیست برایشان ارسال می‌شود.

    شرکت کاتالوگی شامل 300 بازی دارد و توانسته بیش از 250000 از پیکره‌های لگو را از ماه می 2013 به مشتری ها ارسال کند. بسته به اندازه و ارزش بازی‌ها خانواده‌ها حق عضویت‌های ماهیانه 15، 25 یا 39 دلاری پرداخت کرده‌اند. حق عضویت‌ها بر اساس مصاحبه با هزاران خانواده از خریداران لگو تعیین شده است.

    لچمن موفقیت سریعش را به قدرت تفکر تیمی نسبت می دهد. چند نفر از کارمندان PhDاش الگوریتم و پایگاه داده‌ای توسعه داده‌اند که قادر است بر اساس وزن قطعات تشخیص دهد که کدام قطعه از بازی گم شده است. ویژگی تشخیص رنگ قطعات گم شده نیز در آینده به الگوریتم اضافه خواهد شد. به این ترتیب با باز گردانده شدن یک بازی به انبار، ضدعفونی کردن آن، جایگزینی قطعات گم شده و ارسال آن به کاربر بعدی فقط 2.5 دقیقه طول می‌کشد.

    لچمن به اینکه باعث صرفه جویی در هزینه خانواده‌ها شده افتخار می‌کند و می گوید که ما احتمالا اولین شرکت در جهان هستیم که به بچه‌ها یاد می‌دهیم که اسباب‌بازیهایشان را به همدیگر قرض بگذارند. برنامه بلند مدت لچمن این است که بازی‌های آموزشی برندهای دیگر را نیز ارائه دهد و سرویس خود را در سراسر جهان گسترش دهد.

    وقتی کسب و کار لچمن را بررسی می کنیم ده رمزی که ریچارد برانسون برای موفقیت مطرح می کند، یعنی دنبال کردن رویاها، ایجاد یک تغییر مثبت، ایمان به ایده ها، عشق ورزیدن به کاری که می کنید و … مثل قطعات یک پازل کنار هم قرار گرفته و همدیگر را تکمیل می کنند. پس سعی کنیم که به خود اطمینان داشته باشیم، ایده‌ها را در نیازهای خود، خانواده و اطرافیانمان و در مردم اطرافمان ببینیم و کسب و کارمان را از ایده تا راه اندازی و رشد، زندگی کنیم.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool

     


    چرا افراد خنگ سریع تر از افراد باهوش پولدار میشوند؟

    چرا افراد خنگ سریع تر از افراد باهوش پولدار میشوند؟

    تا حالا برایتان اتفاق افتاده:

    روز و شب به فکر یک کار خوب، یک درآمد خوب، یک ماشین خوب، یک خونه خوب در کل یک زندگی خوب کار میکنید، زحمت میکشید، جون میکنید و تلاش میکنید، خسته میشید اما باز کار میکنید بعد یک روزی ،یک جایی دوستِ خـنــگِ (!) دوران مدرسه تان را میبینید که چه ثروتی اندوخته و چه درآمدی داره و چه زندگی شیک و لوکسی داره، ماشین گرانقیمت، شرکت بزرگ، چند صد نفر کارمند و …

    بعد درست در همون لحظه است که این سوال معروف به ذهن تان خطور میکنید:

    خدااااااااااااااااااا مگه من چیم از این خِنگه(!) کمتر بود؟؟؟؟

    میدونی؛
    در واقع هیچیزت کمتر از اون خنگِ پولدار نیست. مشکل از اضافات است!

    تو درس خوندی، خیلی هم خوب خوندی تا معدلت بالا باشه، رفتی دانشگاه، پروژه خوب تحویل دادی، رفتی یه جایی سرتو انداختی پایین کار کردی تا افزایش حقوق بگیری، خوب کار کردی تا ترفیع بگیری، بیشتر کار کردی تا اضافه حقوق بگیری، بعد دوباره ادامه تحصیل دادی تا باز اضافه حقوق بگیری و پولت رو گذاشتی بانک تا یک ذره بیشتر بشه !

    اما میدونی اون خنگه پولدار چیکار کرده؟

    وقتی تو درس میخوندی، اون ترک تحصیل کرده بود
    وقتی تو درس میخوندی، اون شروع کرده بود یه جا کار کردن
    وقتی تو درس میخوندی، اون بیشتر کار کرده بود
    وقتی تو درس میخوندی، اون فهمید چون مدرک درست و حسابی نداره، پس برای پول بیشتر باید بهتر کار کنه
    وقتی تو فارغ التحصیل شدی و مدرکت رو گرفته بودی دستت دنبال کار میگشتی، اون روی مهارت هاش کار میکرد
    وقتی یه جایی استخدام شدی، اون فهمید که از مهارت هایی که الان داره، میتونه بیشتر درآمد داشته باشه بنابراین تصمیم گرفت برای خودش کار کنه
    وقتی تو به فکر اضافه حقوق بودی، اون صبح ظهر شب داشت کار میکرد تا پول بدست بیاره
    وقتی تو به فکر اضافه کاری بودی، اون فهمید به زندگیش نمیرسه اگر همیشه کار کنه، برای همین دو نفر رو استخدام میکنه که براش کار کنن
    وقتی تو به فکر یک شرکت بهتر با حقوق بهتر بودی، اون به فکر این بود که چطور دو نفر کارگر/کارمندش رو تبدیل به 20 نفر کنه تا بیشتر درآمد داشته باشه
    وقتی تو به فکر ترفیع بودی، اون به فکر این بود که شرکت خودش رو ثبت کنه و به صورت رسمی شروع به استخدام کنه
    وقتی تو فکر مصاحبه استخدامی بودی، اون به فکر استخدام کارمند خوب
    وقتی تو به فکر ادامه تحصیل مجدد بودی برای حقوق بیشتر، اون به فکر دفتر دوم شرکتش بود

    و وقتی تو اتفاقی اون خنگِ دوران مدرسه ت رو دیدی با خودت گفتی “خداااااا مگه من چیم ازین کمتر بود؟؟؟؟”

    اون داشت میگفت:
    “خدایا… ممنونم که شرایطم بدتر از اون بود“

    همیشه، با بیشتر دانستن، در شرایط بهتر بودن و یا دسترسی به منابع بیشتر بودن موفقیت حاصل نمیشه… هر کمبودی در زندگی وجود دارد، شانسی برای یک بهتر کردن آن به شما داده شده، واگرنه هیچوقت در چنین شرایطی قرار نمیگرفتید.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool

     


    کارآفرین ٤۰ کاره

    کارآفرین ٤۰ کاره

     شاگرد بیش‌فعال مدرسه که دست چپش را با گونی بستند تا راست‌دست شود و شیطانی که در وجودش حلول کرده بود، بیرون بیاید، بعدها شد یکی از برترین تولیدکننده‌های کشور در صنعت مواد غذایی؛ برندی که در ساعات مختلفی از شبانه‌روز بر صفحه تلویزیونی هم ظاهر می‌شد و با شعار «دوست من سلام» روحمان را تازه می‌کرد. اما این توان کاری ریشه در تجارب بسیاری دارد. فروتنی که سرمایه‌ ۵ هزار تومانی‌اش به بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان تبدیل می‌شود، روزی روزگاری در مغازه آهنگری، شاگردی کرده است. برگه‌ تبلیغاتی بر دیوار مسیر مدرسه چسبانده، توپ فوتبال را با دهان باد کرده و به دوستانش اجاره داده و پول گرفته. انگار از همان نخستین سال‌های عمرش می‌خواسته حاصل دسترنجش را بخورد و کاری دست‌وپا کند. مسیر مدرسه‌اش از امیریه تا نارمک را با چهار کورس اتوبوس پیموده و تنها زمانی که برای خواب داشته، به صورت ایستاده در میان شلوغی و ازدحام جمعیت اتوبوس بوده است.

     فروتن می‌گوید: «تجربه انجام بیش از ۴۰ کار را طی همه سال‌های عمرم دارم. از ریخته‌گری، باد کردن توپ و اجاره دادن، مهندسی ذوب فلزات و... گرفته تا تولید مواد غذایی به گستردگی کارخانه بهروز. بستنی‌سازی، پنچرگیری دوچرخه، تعمیر رادیو، جمع کردن فیلم‌‌های سینمایی و اجاره دادن از دیگر کارهایی است که در کودکی انجام می‌دادم. تور فوتبال اجاره می‌دادم، عکاسی می‌کردم و عکس می‌گرفتم؛ هر کدام ۲ ریال. در بوفه مدرسه کار می‌کردم، دفترداری می‌کردم، تدارکات شرکت ساختمانی بودم و از همان‌جا به پیمانکاری و مهندسی ذوب فلزات رسیدم. کار آرشیو هم کرده‌ام، روزنامه‌باطله‌ها را می‌گرفتم و خبرهای مناقصه را می‌بریدم و به‌ازای ماهی ۱۰ تومان به پیمانکار می‌دادم. تجربه روزنامه‌نگاری هم در کیهان سال‌های ۴۴ -۴۵ دارم، تئاتر هم کارگردانی می‌کردم؛ حتی دوره پیشاهنگی هلال‌احمر را هم گذرانده‌ام.»

    نوروز تلخ زندگی‌ام

    هر جوانی در یک مقطع سنی، پدر و مادر را الگوهای زندگی می‌بیند. پدرم به واسطه نوع تربیتش الگوی من بود و بسیار دوستش داشتم؛ اما خیلی زود از دستش دادم. روز اول فروردین ۱۳۳۴ ساعت ۹، سال تحویل شد و این یعنی اوج شادی برای من ۱۰ساله؛ اما نیم‌ساعت بعد از سال تحویل، پدرم از دنیا رفت و هیجان و شادی من به تلخی بزرگی تبدیل شد. اما من کتاب «همیشه برخاستن» را به کسانی تقدیم می‌کنم که به من ستم روا داشته‌اند یا موجبات سختی‌کشیدنم را فراهم کرده‌اند. چون معتقدم که هر بار سختی کشیدید، بعدها لذت آن سختی برایتان حاصل می‌شود. سختی، تاثر و گریه زیادی در زندگی‌ام داشته‌‌ام اما معتقدم که سختی‌ها سازندگی امروز را برایم رقم زده است.

    روزهای امروزی فروتن

    ۵:۳۰ صبح بیدار می‌شوم؛ حتی اگر ۳ صبح خوابیده باشم. به ایمیل‌هایم پاسخ می‌دهم، با نوه‌ام کارتون می‌بینم و کیف می‌کنم و حتی از او شیطانی‌های بیشتری دارم. موسیقی شاد هم گوش می‌کنم و کلا با هر چیزی که غم و غصه در آن باشد، بیگانه‌ام.

     مشتری‌مداری فروتنانه

    برند بهروز طی مدیریت بهروز فروتن، ۶۳ نوع محصول غذایی تولید کرده است. فروتن یکی از دلایل استقبال از محصولات غذایی تولیدی‌اش را مسائلی از این دست می‌داند: «طعم، بسته‌بندی و کیفیت باید جذاب باشد و بهترین خاطره را در ذهن مشتری ایجاد کند. من پیوسته در پی ارتقاء این مسائل بودم. در صنعت غذا همیشه خاطره‌ها مشتری جذب می‌کنند. محصول فرزند انسان است. همه آنچه را برای بچه خودمان می‌خواهیم باید برای محصول بخواهیم. یعنی درون زیبایی داشته باشد، صاحب منش و اندیشه باشد، خوش‌پوش باشد و تاثیرگذار. این مسائل در مورد محصولی که تولید می‌کنیم هم صادق است. برند بهروز نوع تبلیغات متفاوتی نیز داشت. تبلیغاتی که تکراری نبود و بیشتر به صورت غیرمستقیم و با درج شعارهایی بر بدنه اتوبوس‌های شهری با مضمون‌های اجتماعی و فرهنگی از قبیل بزرگداشت مقام مادر، تشویق به کتابخوانی یا حفظ محیط زیست، اهدای کتاب به بازدیدکنندگان از نمایشگاه‌ها و ... انجام می‌شد. در واقع بهروز صبغه‌ای فرهنگی و اجتماعی نیز برای خود قائل بود و فروتن یکی از دلایل موفقیت برندش را همین توجه به مسئولیت اجتماعی‌اش می‌داند.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool

     


    سه دليل اصلی شكست كسب و كارهای خانوادگی و نحوه‌ی اجتناب از آنها

    سه دليل اصلی شكست كسب و كارهای خانوادگی و نحوه‌ی اجتناب از آنها

    7 درصد كسب و كارهاي خانوادگي قبل از ورود به مرحله‌ي دوم شكست مي‌خورند يا فروخته مي‌شوند. يكي از بزرگ‌ترين دلايل اين شكست،‌ طلاق كسب و كار است. اين اصطلاح به طور محاوره‌اي براي توصيف جدايي بين مالكان يك كسب و كار به كار مي‌رود و ممكن است به اندازه‌ي طلاق معمولي، دردناك باشد. اين موضوع، به ويژه در مورد يك كسب و كار خانوادگي صدق مي‌كند. اين نوع كسب و كارها اغلب به خاطر طلاق كسب و كار شكست مي‌خورند و به پايان مي‌رسند، زيرا:

    - خصومت خانوادگي بين اعضايي كه قدرت برابر دارند، اجتناب‌ناپذير است.

    - اعضا، احساسات خود را كنترل نمي‌كنند.

    - خانواده، داراي امكانات و توانايي‌هاي مناسب براي اداره‌ي مسائل پيچيده‌ي كسب و كار نيست.

    خصومت خانوادگي:

    خصومت خانوادگي، در هر خانواده‌اي وجود دارد. به عنوان مثال رقابت خواهر و برادر خيلي رايج است. فرزندان خانواده فكر مي‌كنند همه چيز تمام شده، ولي والدين آنها برعكس فكر مي‌كنند. اعضا نمي‌توانند غرور خود را كنترل كنند، به خصوص وقتي كه بعضي از آنها داراي مقام و قدرت برابر در اين كسب و كار باشند. تصميمات ضعيفي در كسب و كار گرفته مي‌شود و به نتايج ضعيف منجر مي‌گردد. نتايج ضعيف هم باعث شكست بالقوه ي كسب و كار شده و در طول زمان، منجر به طلاق كسب و كار مي‌گردد.

    احساسات:

    يك دليل رايج ديگر، احساسات است. با اينكه اصطلاحا مي‌گويند"اين فقط يك كسب و كار است"، ولي در يك كسب و كار خانوادگي، هرگز "فقط" كسب و كار محسوب نمي‌شود، بلكه همه چيز شخصي است. مثلا ممكن است كسي بگويد چرا فلاني بايد به اندازه‌ي من حقوق بگيرد، در حالي كه شخصيت من باعث اعتبار اين كسب و كار شده است؟ برخلاف محيط ساير كسب و كار‌هاي غيرخانوادگي، در اينجا وقتي يك مسئله‌ي مربوط به كسب و كار بين مالكان تقسيم مي‌شود، به يك مسئله‌ي شخصي تبديل مي‌گردد. اين امر به خصوص در زماني صادق است كه عضو جديدي وارد خانواده مي‌شود(مثلا عروس يا داماد).

    مسائل پيچيده:

    سومين دليل رايج شكست اين نوع كسب و كارها، نداشتن توانايي‌ها و امكانات مناسب براي مواجهه با مسائل پيچيده است. وقتي كسب و كارها رشد مي‌كنند با چالش‌هاي زيادي مثل مسائل مالي و قانوني روبرو مي‌شوند. كسب و كارهاي خانگي معمولا با مالكاني آغاز مي‌شوند كه هيچ تخصصي در زمينه‌ي اين موضوعات پيچيده ندارند. اين مسائل همزمان با رشد كسب و كارها، برجسته‌تر مي‌شوند و اگر ناديده گرفته شوند، هر كدامشان مي‌توانند موجب تعطيلي كسب و كار گردند.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool

     


    درس‌هایی از ناپلئون هیل درباره هدف‌گذاری

    درس‌هایی از ناپلئون هیل درباره هدف‌گذاری:

    1. اگر اعتقاد داشته باشید که می‌توانید، حتماً می‌توانید.
    به هر‌چه اعتقاد داشته باشیم اتفاق می‌افتد. به این اصطلاحاً تحقق باور می‌گویند. اغلب ما هرگز متوجه نمی‌شویم که از چه نیروی عظیمی برخورداریم زیرا نمی‌خواهیم تن به انجام دادن کارهایی بدهیم که در‌نظر دیگران امکان انجام دادنش وجود ندارد. کارهای غیر‌ممکن به تلاش و تمرکز بیشتری نیاز دارد، اما وقتی اینها تحقق پیدا می‌کنند، پاداشی گران حاصل می‌شود. ممکن است نتوانید به هرچه دوست دارید دسترسی پیدا کنید، اما تا معتقد نباشید که توان انجام کاری را دارید، هرگز به انجام دادن آن موفق نمی‌شوید.

    2. اگر مطلبی را به‌دفعات برای خود تکرار کنید، حتی اگر واقعیت نداشته باشد آن‌را باور می‌کنید.
    تکرار یک مطلب باعث می‌شود ذهن نیمه هشیارتان آن‌را به عنوان یک حقیقت بپذیرد، و آن‌را به یک حقیقت فیزیکی تبدیل می‌کند. می‌توانید از این موقعیت استفاده کنید و به جنبه‌های مثبت امور توجه کنید. جای «می‌توانم این کار را بکنم.» را با «این‌کار را خوااهم کرد.» عوض کنید.

    3. اگر به خود و دارندگی‌ها و امتیازات خود اعتقاد نداشته باشید، دیگران هم به شما و دارندگی‌هایتان اعتقاد نخواهند داشت.
    در فروش قاعده اصولی وجود دارد و آن قاعده این‌است: قبل از اینکه به دیگران بفروشید، باید به خودتان بفروشید. اگر به کالا و خدمات خود اعتقاد نداشته باشید، بدانید که دیگران هم به خدمات و کالاهای شما اعتقاد نخواهند داشت. اگر دیگران را فریب بدهید و آن‌ها را به معامله‌ای غیر‌منصفانه وادار کنید، باید قبل از همه بر مقاومت درونی خود در برابر انجام دادن کار اشتباه غلبه کنید.

    4. چه کسی به‌شما گفت که این‌کار عملی نیست، به چه موفقیت عظیمی رسیده است که او را واجد شرایط کرده تا برای شما تعیین محدودیت بکند؟
    در جریان زندگی به نکته مهمی پی می‌برید و آن نکته این ‌است که کسانی که بیش از همه توصیه می‌کنند و پند و اندرزی می‌دهند، کمتر از دیگران شایسته انجام این‌کار هستند. اشخاص موفق و درگیر فرصت آن‌را ندارند که خطوط زندگی شما را مشخص کنند آن‌ها گرفتار زندگی خود هستند.ناموفق‌ها و ناقابل‌ها بیش از هرکسی فرصت دارند که خط و خطوط زندگی دیگران را ترسیم کنند. این اشخاص از شکست خوردن و ناکام ماندن شما لذت می‌برند. وقتی کسی به‌شما می‌گوید، چیزی که می‌خواهید به آن برسید غیرممکن است و یا ارزش تحمل زحمتش را ندارد، نگاهی دقیق به او بیاندازید و ببینید که در زندگی خود به کجا رسیده‌اند، چه موفقیت‌هایی کسب کرده‌اند. آدم‌های موفق خوشبین هستند و به موفقیت عادت کرده‌اند.

    5. اگر به رفتار امروزتان ادامه دهید، ده سال دیگر در چه شرایطی قرار خواهید داشت؟
    خیلی‌ها متوجه نیستند که موفقیت‌های بزرگ از موفقیت‌های کوچکی که اغلب در مدتی طولانی به‌دست آمده‌اند نشات می‌گیرند. واقعیتی است که آدم‌های موفق اندیشمندان بلند‌مدت هستند، آن‌ها می‌دانند که باید از هر موفقیت خود درسی بگیرند و هر موفقیت را زیربنای موفقیت بعدی قرار دهند. مرور منظم پیشرفت و ترقی، بخش مهمی از هدف‌گذاری است. هدف چیزی آنقدر‌ها بیش از یک میل و اشتیاق نیست، مگر اینکه برای دستیابی به آن زمان‌بندی کنید. مهم است که در برنامه‌ریزی هدف‌ها به هدف‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و دراز‌مدت توجه داشته باشید. با توجه به شرایط در هدف‌های خود تجدید نظر کنید، به زمان انجام شدن آن‌ها توجه داشته باشید و به تدریج هدف‌های بزرگتری برای خود انتخاب کنید. دقت کنید که در مسیر درستی در حرکت باشید.


    6. از زندگی چه می‌خواهید و برای رسیدن به این خواسته به زندگی چه می‌دهید؟
    در فیزیک قانونی هست که می‌گوید: برای هر عملی، واکنشی به همان اندازه در جهت مخالف وجود دارد. همین مطلب در زندگی ما نیز صدق می‌کند. هرچه بکارید همان را برداشت می‌کنید. برداشت شما با سرمایه‌گذاری شما رابطه مستقیم دارد. به هر‌چیز یک برچسب قیمت الصاق شده است. وقتی برای خود هدفی درنظر می‌گیرید و برای رسیدن به آن‌هدف تلاش می‌کنید می‌بینید که هیچ هدفی دور از دسترس نیست.

    7. به‌جای آنچه نمی‌خواهید به آنچه می‌خواهید توجه کنید.
    به هرچه فکر کنید به آن می‌رسید. به هرچه برای مدت کافی فکر کنید، بخشی از روان شما می‌شود، از این قانون به سود خود استفاده کنید. اگر ذهن خود را متوجه مسایل کنید، به مسئله می‌رسید، و اگر به راه‌حل بیندیشید، به راه‌حل می‌رسید. داشتن تردید، هراس و احساس عدم امنیت خاطر طبیعی است. انسان موفق به این مهم توجه می‌کند و با متمرکز شدن روی جنبه‌های مثبت و هدف‌های مطلوب راه غلبه بر آ‌ن‌ها را می‌یابد.


    8. به هرچه بخواهید می‌رسید، مشروط بر آنکه جایگزینی را به‌جای این خواسته خود نپذیرید.
    کسانی که در زندگی خود به موفقیت‌های بزرگ می‌رسند کسانی هستند که به کمتر از آنچه می‌خواهند رضایت نمی‌دهند. وقتی می‌بینید که به دریافت کمتر از حد مطلوب فکر می‌کنید، لحظه‌ای صبر کنید و موقعیت را تحلیل نمائید. آیا موانعی که پیش روی خود می‌بینید برطرف ناشدنی هستند؟ آیا راه دیگری برای حمله به مسئله وجود ندارد؟ هر قدمی که در مسیر درست برداشته شود، هرقدر کوچک و جزیی به‌نظر برسد شما را به‌سمت هدف سوق می‌دهد.


    9. مهم نیست که در گذشته چه کرده‌اید، مهم این است که در آینده چه خواهید کرد.
    این گفته شکسپیر است که « آنچه گذشته است پیشگفتار است» هر کاری که در گذشته انجام داده‌ایم در حکم پیشگفتار و مقدمه‌ای برای کار بعدی ماست. برای موفقیت‌‌های آتی خود برنامه‌ریزی کنید و پیروزی‌های امروز خود را جشن بگیرید.


    10. به دقت به آنچه می‌خواهید بیندیشید.
    بسیاری از مردم برای تعطیلات آخر هفته خود بیش از زندگیشان برنامه‌ریزی می‌کنند. و بعد ناگهان متوجه می‌شوند که بی‌آنکه بدانند زندگیشان گذشته است. وقتی دقیقا مطالعه کنید و بدانید که از این زندگی چه می‌خواهید، نیرو و توان‌تان را برای رسیدن به این خواسته‌ بسیج می‌کنید. یکی از امتیازات مهم داشتن هدف مشخص در زندگی این ‌است که به‌شما این امکان را می‌دهد تا فعالیت‌های خود را از پیش سازماندهی کنید. در این شرایط خودبه‌خود می‌دانید که آیا به‌سوی هدف پیشرفت می‌کنید یا از آن فاصله می‌گیرید. اینگونه می‌توانید از زمان، از پول و از انرژی خود برای رسیدن به هدفتان استفاده کنید.

    11. ترقی شما در زندگی از ذهن‌تان شروع و به همانجا ختم می‌شود.
    هر موفقیت بزرگی با یک ایده در ذهن شروع می‌شود و بعد به حقیقت می‌پیوندد. با یادگیری و مطالعه دائم ذهن خود را با نقطه نظرها انباشت کنید و بعد برای تحقق آن‌‌ها بکوشید. حتی یک ایده کم‌مقدار که به مرحله عمل گذاشته می‌شود به‌مراتب از یک ایده عالی که به مرحله عمل درنمی‌آید بهتر است.


    12. ثبات هدف اولین اصل موفقیت است.
    برای دستیابی به موفقیت باید طرحی مدبرانه برای زندگی داشته باشید و به‌رغم همه مشکلاتی که احتمالا وجود دارد به آن بچسبید. توجه داشته باشید که در عمل همه اشخاص موفق جایی در زندگی مایوس می‌شوند. اما هیچ مانعی وجود ندارد که شخص با ثبات رای و مصمم از عهده آن بر نیاید.


    13. انسان هدفمند همیشه موفق است.
    هدف‌گذاری را بخشی همیشگی از زندگی خود قرار دهید. می‌توانید هدف‌هایی کوچک و قابل‌حصول را درنظر بگیرید و آنقدر در جهت نیل به آن بکوشید و تلاش تا به آن برسید. بدانید که موفقیت‌های کوچک به موفقیت‌های بزرگتر ختم می‌شوند.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool


    • تاریخ ارسال : 15 / 3 / 1396 ساعت: 3:20 بعد از ظهر
    • نویسنده : hw

    می پسندم نمی پسندم
    نظرات()
    برچسب ها : درس‌هایی از ناپلئون هیل درباره هدف‌گذاری,هدف گذاری,چگونه هدف گذاری کنیم,هدف گذاری از نگاه ناپلئون هیل,هدف برای کار,موفقیت در کار,موفقیت,کسب و کار,هدف در کار,به وجود آوردن هدف از نگاه ناپلئون هیل,

    10 نکته برای ایجاد "خلاقیت در کار"

    10 نکته برای ایجاد "خلاقیت در کار"

    نوآوری نیروی حیاتی موفقیت یک شرکت در دنیای امروز است. در بسیاری از شرکت ها نوآوری و دست یابی به ایده های برتر یک عنصر کلیدی به حساب می آید. این عنصر در همه ی شرکت ها دیده نمیشود خلاقیت و نوآوری باعث موفقیت می شود در صورتی که این خلاقیت در آن مجموعه پیاده سازی بشود. پرورش خلاقیت در هر فردی به وی کمک کند تا از ان در زندگی و کار استفاده کند.

    در اینجا 10 استراتژی مهم را برای ایجاد خلاقیت در محیط های کاری گردآوری کرده است.

    1 دریافت های بصری

    صرف نظر از مسئولیت، نقش و کاری که انجام میدهید تجسم داده ها به شکل گیری ایده های جدید کمک میکند در واقع یک ابزار قدرتمند برای ایجاد خلاقیت دید وسیع و قدرت تجسم بالا است.

    2 فکر آزاد

    برای ایجاد خلاقیت در قدم اول ذهن را آماده میکنیم پس از آن باید ذهن شما بدون هیچ نگرانی یا استرسی از جملات منفی عبارت منفی یا موانع فکری عبور کرده و عباراتی مثل "میتوانم" و "میشود" را در ذهن پرورش دهد.

    3 وارونه بنگرید

    به جای اینکه یک کار را از اول به آخر نگاه کنید از آخر به اول بنگرید. هیچ وقت نگویید "چطور" انجامش دهم راهی که در ایجاد خلاقیت به کار میگیرید نباید با وجود موانع متوقف بشود.

    4 بازی کنید

    خلاقیت را در بازی کردن بیاموزید. در بازی ها میتوانید به خلاقیت دست یابید مثلا از کارمندان بخواهید در مورد موضوعات مختلف نظرشان را روی یک تکه کاغذ بنویسند یا ایده های کاری شان را بنویسند سپس یک کاغذ را به صورت تصادفی بردارید و آن ایده را پیاده سازی کنید.

    5 همه چیز را یادداشت کنید

    هیچ ایده ای دور از دسترس نیست. هر ایده ای در کار ارزشمند است برای اینکه این ایده ها فراموش نشود باید با جزییات آنها را یادداشت کنید. یادداشت همین ایده ها منجر به شکل گیری ایده های بزرگتر میشود.

    6 به خود استراحت ذهنی بدهید

    خیلی از رهبرهای تجارت های بزرگ از رسانه ها و یا اینترنت استفاده میکنند اما خیلی از آنها براین باورند که ذهن نیاز به استراحت دارد و استفاده ی بیش از حد از رسانه ها منجر به آشفتگی ذهنی میشود. البته ذهن نباید همیشه در حالت استراحت قرار داشته باشد چو ذهن حقیقتاً پویا است آنچه که در اینجا مطرح است همان تمرکز برای شکل گیری ایده های بهتر کاری است.

    7 ساعات خوشی را فراموش نکنید

    برای اینکه خلاقیت بیشتری داشته باشید باید از ذهن خود کمک بگیرید طبیعتاً یک ذهن پریشان و آشفته ایده های ندارد که در اختیار شما بگذارد بنابراین سفر کنید و در سفر ذهن خود را خالی کنید تا ایده های جدید در آن شکل بگیرد.

    8 فعالیت های فیزیکی

    فعالیت های بدنی ذهن را باز میکند. به خصوص اگر شغل شما به گونه ای است که باید دائما در حالت نشسته و پشت سیستم های کامپیوتری باشید باید حتما تحرک را از برنامه های روزانه خود حذف نکنید فعالیت به خوب فکر کردن شما کمک میکند.

    9 نقاط قوت را تقویت کنید

    این یک تصور غلطی است که خلاقیت تنها متعلق به انسان هایی است که طبیعتاً هنرمند هستند هر انسانی میتواند خلاق باشد به شرطی که ذهنی آماده داشته باشد لازم نیست ایده های ما خیلی فوق العاده باشند ایده های کوچک گام اول برای شکل گیری ایده های بزرگ هستند.

    10  کلمات را بیرون بریزید

    ذهن زمانی که آشفته است باید درمان شود و درمان آن سخن گفتن است با بیرون ریختن کلمات از ذهن آشفتگی را از خود دور کنید حتی میتوانید کلمات را بنویسید تا ذهن تان خالی شود و برای ایده های جدید فضای کافی به وجود بیاید.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool


    تفاوت کارکنان امروزی با کارکنان ۱۰ سال پیش

    تفاوت کارکنان امروزی با کارکنان ۱۰ سال پیش:

    مطالعه موردی در ایران

    طی تحقیقی که چند سال پیش به همت دکتر بهزاد ابوالعلایی پدر منابع انسانی نوین در ایران انجام شد، مهم‌ترین تغییرات کارکنان امروزی نسبت به کارکنان 10 سال پیش بررسی شد و اینکه کارکنان امروزی در زمینه روحیات، انتظارات و عملکرد چه تفاوت بزرگی با کارکنان گذشته دارند. نتایج بسیار جالب توجه بود:

    کارکنان امروزی انتظارات و توقعات بیشتری دارند. ترقی‌خواه و افزون‌طلبند. حرمت و احترام بیشتری می‌خواهند. عجول و تیزبین‌ترند. باهوش‌تر و باسوادتر شده‌اند. پایبندی سازمانی کمتری هم دارند. سازمان را محلی برای امرارمعاش می‌دانند. خود را مدیون سازمان نمی‌دانند. دوست دارند مشارکت کنند. طالب حضور در صحنه هستند. می‌خواهند یاد بگیرند. بی‌انضباط‌تر شده‌اند. برخوردهای خشک را نمی‌پذیرند. ابهام را نمی‌پذیرند. انتظار رشد شغلی دارند. بیش از قدیمی‌ها پرسش می‌کنند. دوست ندارند بگوییم چرا انجام بده و چگونه انجام بده و تعداد دیگری از پاسخ‌ها که با همین تعابیر بود. سپس از مدیران پرسیده شد، حال که معتقدید کارکنان نسبت به گذشته تغییر یافته‌اند، مدیران چگونه باید رفتار خود را تغییر دهند تا بتوانند بهره‌وری منابع انسانی را افزایش دهند. پاسخ مدیران به این پرسش نیز بسیار نقاط مهم و کلیدی داشت:

    1- باید به کارکنان امروزی تفویض اختیار بیشتری کرد.

    2- تبدیل مدیریت آمرانه به مدیریت مشارکتی و ایجاد سبک رهبری سازمان مناسب.

    3- فرصت بیشتری برای نوآوری کارکنان به‌وجود آورد.

    4- به ایده آنان احترام گذاشت و استفاده از خرد جمعی اولویت سازمان باشد.

    5- باید اهمیت بیشتری به شخصیت و نیازهای روحی کارکنان داد.

    6- فرصت رشد برای کارکنان را باید پدید آورد.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool


    • تاریخ ارسال : 15 / 3 / 1396 ساعت: 3:12 بعد از ظهر
    • نویسنده : hw

    می پسندم نمی پسندم
    نظرات()
    برچسب ها : تفاوت کارکنان امروزی با کارکنان ۱۰ سال پیش,مطالعه موردی در ایران,درآمدزایی,کارکنان,کارمندان,فرق کارمندان گذشته با کارمندان امروزی,مدیریت,سبک رهبری,فرصت رشد,موفقیت در زندگی,تفاوت کارمندان با هم دیگر,

    عادت هاي بدی که با درآمد بالا هم باعث فقر شما می‌شوند

    عادت هاي بدی که با درآمد بالا هم باعث فقر شما می‌شوند

    حتما برای شما هم پیش آمده که یک‌باره به خود می‌آیید و از اینکه همه پولهای‌تان دود شده‌اند شگفت زده می‌شوید و نمی دانید که این همه پول کجا رفتند. آیا تا حالا به این اندیشیده‌اید که چرا آخر هر ماه حساب بانکی‌تان خالی است؟

    زیاد به این موضوع فکر می کنید که چه سوراخ‌های نامرئی وجود دارند که دائما سرمایه شما را می‌بلعند؟ اگر اینگونه است، احتمالا اینجا محل مناسبی برای برخی پاسخ‌ها است. در این ایمیل قصد داریم که به شما بگوییم دقیقا چه دلایلی باعث می‌شوند که شما علی‌رغم درآمد خوبتان، چندان قادر به پس‌انداز نیستید. در اینجا به ۸ عادت ناپسندی می پردازیم که در صورت سهل انگاری، درون درآمد شما رخنه کرده و تمام سرمایه‌تان را می خورند. پس در ادامه با ما همراه باشید.

    با افزایش درآمد، بیشتر خرج می کنید.

    اینکه در صورت توان‌تان، استاندارد زندگی‌تان را بالا ببرید، هیچ مشکل و خطری ندارد. اما اگر شما شخصی هستید که دائما دنبال راه‌های جدید برای خرج کردن پولهای‌تان می‌گردید، احتمالا به زودی زود در شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای گرفتار خواهید شد. اگر با هرگونه افزایشی در درآمدتان (و یا حتی عدم افزایش آن) دائما هزینه‌های تان را افزایش دهید، واقعا سخت است که بتوانید هیچ پس‌انداز واقعی داشته باشید.

    همیشه بر حال تمرکز دارید و اصلا نگران آینده نیستید.

    به طور معمول هنگامی که افراد از پس حل یک موضوع سخت و مهم بر نمی‌آیند، سعی می‌کنند که آن را نادیده بگیرند و این دقیقا دستورالعمل وقوع فجایع است. البته در زمینه مالی هم موضوع به همین شکل است. به طور معمول مردم روی نیازهای فعلی‌شان تمرکز می کنند و مذبوحانه سعی می‌کنند اینگونه بیاندیشند که نیازهای آینده‌شان هم به شکلی و در زمانی بالاخره حل خواهند شد. همان مثال ما ایرانی ها که برای هر چیزی می‌گوییم “بالاخره خدا بزرگه”.

    ضروری است که شما همیشه در دورنمای ذهن‌تان نگاهی هم به آینده داشته باشید و برای هر تصمیم مالی آینده را هم مد نظر قرار دهید. علاوه بر این بهتر است که همیشه مراقب و نگران همه چیز در زمان حال باشید و بیشترین تلاش‌تان را هم برای حذف و تامین آینده به کار ببندید.

    فکر می کنید که هنوز برای پس‌انداز خیلی زود است.

    هنگامی که جوان هستید، احتمالا به دنبال انواع مختلف لذت و سرگرمی هستید که با پول می توانید آنها را بخرید. مردم اغلب فکر می‌کنند که هم‌اکنون برای شروع پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری هنوز خیلی زود است. اشتباه، اشتباه! هیچ وقت برای پس‌انداز بخشی از درآمدتان زود نیست. مهم نیست که چقدر این درآمد کم یا زیاد باشد و شما در چه سنی باشید.

    از همین امروز پس‌انداز را شروع کنید. در حقیقت، متخصصان می‌گویند که شما باید قبل از آنکه چیزی خرج کنید، اول به فکر پس‌انداز باشید. همیشه بخشی از هر میزان پول یا درآمدی را که دارید، پس‌انداز کنید و آنگاه برای خرج کردن بقیه آن نقشه بکشید.

    هیچ‌وقت حساب و کتاب پول‌تان را نگه نمی دارید.

    همه ما فکر می کنیم که همیشه می دانیم که پولهایمان کجا می روند و کی به اتمام می‌رسند. شوربختانه، این موضوع در خصوص اغلب ما صدق نمی کند. ما ممکن است مراقت هزینه‌های اصلی‌مان باشیم، اما چیزهای کوچکی که معمولا پولهای مان را می خورند بیشتر از موارد بزرگ اهمیت داشته و هزینه می‌تراشند.

    ایده بسیار خوبی است که از همین الان یک دفتر یادداشت برداشته و تمامی درآمدها و هزینه‌های‌تان با ریز جزئیات (از کم تا زیاد) درون آن ثبت کنید. اینگونه بسیار بهتر می توانیم مسائل مالی مان را مدیریت و کنترل کنیم و دیدگاه بهتری در خصوص هزینه و درآمد ماهیانه و سالیانه زندگی مان خواهیم داشت.

    عدم برنامه ریزی بودجه یا بودجه بندی ضعیف.

    شاید شما همه چیز را مکتوب می‌کنید. ولی مانند اغلب افراد نقطه شروع یک برنامه ریزی بودجه درست را گم کرده‌اید. داشتن یک بودجه واقعی و به درستی مکتوب، کاری است که می تواند تمامی برنامه های مالی شما را به موفقیت برساند.

    یک برنامه بودجه ماهیانه تهیه کرده و به سختی از آن پیروی کنید. این را می توان از تجربیات شخصی افراد زیادی دریافت: این موضوع می تواند تفاوت بسیار بزرگی در چگونگی نگاه شما به پول ایجاد کند. در غیاب یک برنامه بودجه، بسیار ساده است که همه چیز را بابت هزینه‌های غیر ضرور بر باد دهید.

    نامشخص بودن خواسته‌ها، نیازها و مسائل مالی‌تان

    برای اینکه بتوانید پولی پس‌انداز کرده و ثروتی جمع کنید، چیزی که نهایت اهمیت را دارد این است که شما مسلما باید در خصوص آنچه که باید داشته باشید، خوب است که داشته باشید و نباید داشته باشید، حسابی مراقب باشید. شما لازم است که اهداف مالی‌تان را اولویت بندی کنید. اگر ثروتمند شدن جزو اولویتهای اصلی تان باشد، آنگاه لازم است که برخی از لذتهای فعلی را فدا کنید، خواه دوست داشته باشید خواه نه. در خصوص اهداف‌تان با خودتان روراست باشید و آنها را بنویسید. در فواصل منظم آنها را مرور کنید تا خودتان را در مسیر درست نگه دارید.

    بدهی‌هایتان را نادیده می‌گیرید.

    برای بسیاری از مردم، مهم امروز زندگیشان است. علاقه دارند که حجم زیادی از منابع مالی‌شان را با لذت بخورند. این حقیقت دردناکی است. هنوز آنها نمی دانند که چگونه از این چرخه معیوب و شرورانه بیرون بیایند که آنها را بدون پس‌انداز یا با پس‌اندازی اندک رها کرده است.

    اول از همه، پرداخت دیون و قرضها را در صدر لیست هزینه های ماهیانه‌تان ثبت کنید. برنامه منظمی برای این موضوع بچینید و شدیدا به آن پایبند باشید، مهم نیست که چه اتفاقی خواهد افتاد. شما که نمی‌خواهید باور کنید فقیرید، هستید؟

    دائما در حال ارتقا گجتهای الکترونیک‌تان هستید.

    هیچ محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. در حالی که هیچ ضرر و زیانی در خرید گجتهایی نیست که واقعا نیاز دارید، اما خرید آنها تنها به این دلیل که نسل جدید موبایل‌تان وارد بازار شده، قطعا باعث می‌شود که شما بیش از سود با ضرر و آسیب روبرو شوید.

    پس از همین امروز زندگی‌تان را تغییر دهید و هر کاری که لازم است را همین الان انجام دهید چون شما قادر به انجام آن هستید. به خودتان لطف کرده و سفرتان به سوی ثروتمندی را همین امروز آغاز کنید. به قول ویلیام شانتر، اگر پس‌انداز کردن اشتباه است، من هیچ وقت نمی‌خواهم کار درست را انجام دهم.

    کانال تلگرامی ما

    https://t.me/eshghepool


    ليست صفحات


    تعداد صفحات : 145

    صفحه قبل 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 145 صفحه بعد

    نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 4:35
    برچسب‌ها :